Articles

پوهنمل حاجی محمد نوزادی لیکوال
 

                                  درباره نبشته عزيرالله کهگدای ( نقشه جيالوجی افغانستان )

         اخيرا ً درسايت وزين افغان ـ جرمن انلاين نبشته را تحت عنوان ( نقشه جيالوجی افغانستان ) بقلم محترم انجينر عزيزالله کهگدای نظرم را بخود جلب نمود . بانظرداشت اينکه خودم متخصص جيولوجی و ازجمله استادان اسبق ديپارتمنت جيولوجی پولی تخنيک کابل و بعدا ً ازاثر ارتباط وظيفوی بانقشه موردنظر کهگدای صاحب سروکار داشته وقسما ً هم خاطره  های زياد مربوط به ان دارم  . ازينرو نبشته را بادقت وعلاقمندی خاص مرور نمودم . بنده نميدانم تا چه حدود اقای کهگدای با اين وضوع ارتباط مسلکی دارد ولی يک چيز هويداست که او ازنگای دلسوزی که به دارايی مادی ومعنوی کشور دارد چشم ديد ونقاط نظر خويشرا ارايه داشته که بايد به ديده قدر نگرسته شود . موصوف درابتدا راجع به اينکه نقشه چرا در رياست جيوديزی وکارتوگرافی بچاپ نرسيد ، بايد درکجا چاپ ميشد ومصارف ان تاکدام حدود سنجش گرديده بود ، بشکل کوتا ياداوری نموده است که نماينده گی از دلسوزی شان ميکند .  درقسمت اخيری نبشته خود او ياداور شده است که از سرنوشت بعدی نقشه اطلاع ندارد ، ايا بچاپ رسيد يا اينکه مانند ساير اسناد علمی وتحقيقی وصدهاقلم مواد واشيای قيمتی وميليونها دالر از خزانه دولت ، مستقيم ياغير مستقيم توسط گماشته گان شوروی به انجا انتقال گرديد .

          همين دلسوزی او و دلچسپی شان به چگونگی سرنوشت بعدی نقشه مرا واداشت تا مختصرا ً (با انکه شايد يگانه کس باشم که درباره ان اطلاعات مکمل دارم ) جهت معلومات مزيد شان سطور چند بنويسم . برعلاوه  ، ممکن برای ساير خواننده گان نيز خالی از دلچسپی نباشد .
         قبل ازهمه لازم ميدانم به خواننده گان گرامی اين سطور که درين رشته تحصيلات مسلکی ندارد ، فهمانده شود که نقشه جيولوجيکی چيست وبمنظور کدام کارها ا ز ان استفاده بعمل می ايد .
         نقشه جيولوجيکی برويت معلومات جمع شده از ساحه کار ( وقسما هم فوتو های هوايی ) ترتيب وترسيم ميگردد . درچنين نقشه ها خصوصيات مختلف طبقات قشر زمين از قبيل ترکيب احجار ومنرال ها ، عمر تشکيل احجار ، منشای بوجود امدن انها ، فورم و شکل طبقات وغيره خصوصيات ان نمايش داده ميشود . نقشه جيولوجيکی عمده ترين رهنمای يک جيولوجست تفحصاتی است که از روی ان متوان امکان موجوديت معادن مختلف را درساحات مختلف بررسی و به جستجو ان پرداخت . انواع معين معادن در طبقات معين از قشر زمين تشکيل شده متوانند که يک جيولوجست بايد به اساس علم المعادن از روی نقشه انرا بداند وجهت تفحص ان در ان ساحه ، امورتفحصاتی را سازماندهی نمايد . طور مثال ، اگر يک انجينر جيولوجست جهت دريافت معادن نفت وگاز به مناطق کوهی چون هندوکش ، پامير وغيره برود ، بايد ديپلوم شان مسترد وفاقد صلاحيت شود زيراکه امکان موجوديت اين نوع معادن درچنين مناطق وجود ندارد .
        برميگرديم به اصل موضوع . کهگدای صاحب درنبشته خود ميفرمايد که در سال ۱۹۷۷  نقشه جيولوجی افغانستان به۸۶ رنگ بايک کتاب ضميمه بزبان روسی که روسها تهيه کرده بودند وبه مبلغ ۳۰۰ هزار دالر ازبودجه وزارت معادن وصنايع درمسکو بچاپ رساندند , دولت انرا به مزايده گذاشت . . . . ولی رئيس عمومی کارتوگرافی وکادستر که از تحصيل يافته گان شوروی وازجمله اخلاص مندان محمد داود خان بود ، از طبع ان باوجود داشتن دستگای فعال ومجهز ابا ورزيد .  . .
        اولا ً اينکه در دستگای انرياست واقيعا هم امکان چاپ چنين يک نقشه وجود نداشت . رئيس عمومی انوقت محترم دوکتور ميراحمد طوريکه خود کهگدای صاحب گفته است يک شخص وطنپرست و از گماشته گان کرملين نبود . ثانيا ً مطابق طرزالعمل داوطلبی ، دولت انرا به مزايده نه بلکه بايد به مناقصه گذاشته باشد . ثالثا ً نقشه بايد قبل ازچاپ بمناقصه گذاشته ميشد نه بعد از چاپ شدن ان درمسکو . اينکه انستيتوت مطالعات محيطی رياست جنگلات حاظر بود تا اين نقشه را بقيمت ۵۰ هزار دالر در داخل افغانستان چاپ نمايد ، قابل تعجب است زيراکه اينکار به دستگاهای بزرگ وخيلی مجهز  ضرورت داشت . من ازامکانات وتجهيزات شان در رياست جنگلات وزارت زراعت که انستيتوت مذکور مربوط ان است ،  اطلاع ندارم لذا نمی خواهم انرا کورکورانه رد نمايم ، شايد برای کهگدای صاحب بهتر معلوم باشد .
     
  واينست چگونگی سرنوشت خود نقشه :
   درسال ۱۹۷۷ در وقت سردار محمد داودخان قرارداد چاپ دو نقشه يعنی نقشه جيولوجيکی و نقشه معادن افغانستان به مقياس يک برپنجصد هزار ( 1:500000 ) باکتاب ضميمه ان بزبانهای روسی وانگليس که همه انها خود متخصيصين شوروی اماده کرده بودند ، ازطرف رياست سروی معادن وجيولوجی ( برياست محترم داکتر نوراحمد عظيمی که همچنان يک شخص وطندوست بود ) بين وزارت معادن وصنايع  وجانب شوروی عقد گرديد. تيراژ انرا طور دقيق بياد ندارم ولی قيمت ان غالبا ً ۵۰ هزار بود . در اماده ساختن نقشه جيولوجيکی متخصيصين شوروی از نتايج کل کارهای  اجراشده جيولوجيکی که متخصيصين المانی ، فرانسوی ، ايتاليوی وغيره که عمدتا در قسمت های مختلف ساحات جنوبی افغانستان صورت گرفته و در ارشيف انرياست موجود بود ، نيز استفاده همه جانبه بعمل اورده است . دراخيرکتاب ضميمه بحيث ماخذ از اين موضوع ياد اوری شده وحتی کاپی همان نقشه جيولوجيکی بمقياس کوچکتر یعنی يک بر ميليون ( 1:1000000 ) که المانی ها برای ساحه يک کوچک ساخته بودند وکهگدای صاحب دررياست سروی جيولوجی شهر هامبورگ در المان انرا ديده است  ، ضم اوراق تکميلی نقشه متذکره ميباشد .

         طوريکه گفته شد ، قرارداد فوق درسال ۱۹۷۷ عقد گرديد . درماه اگست سال بعدی ۱۹۷۸ اينجانب به سمت رئيس سروی معادن وجيلوجی تقرر يافتم . درماه نوومبر همين سال پروف نقشه اماده وبنده جهت بررسی وتائيد ان بعد از تصحيح نهايی مطابق قرارداد به مسکو سفر نمودم  . هيات جانب شوروی درين بررسی ها عبارت بودند از از شاغلی چيميروف سرمتخصص اسبق رياست سروی جيولوجی ومعادن وشاغلی ستاژيلوـ الکسيف متخصص اسبق در انرياست . باتعديلات وتکميلی های قسمی بررسی بخش مسلکی نقشه بدون مشکلات خاص پايان يافت . ولی دربخش سياسی ان بحث ما چند روز به درازا کشيد . نظر ما اين بود : در پائينتر از سرحد نام نهاد فعلی ( ديورند ) افغانستان که نام پاکستان تحرير گرديده بود ، بايد درقسمت متصل به خط ديورند دربين قوس نام پشتونستان نيز تحرير ميگرديد . هيات شوروی که متخصيصين جيولوجی بودند ، درين باره صلاحيت تصميم گرفتن را نداشتند ، فلهذا شاغلی يرمولوک معين وزارت جيولوجی شوروی را بجلسه ما دعوت کردند . او همه مارا به نزد شاغلی کازلوفسکی وزيرجيولوجی بردند . وزير جيولوجی گفت که درمورد با شاغلی گروميکو وزير امور خارجه مشوره خواهد کرد. وزير خارجه اينکار را خلاف مناسبات دوستانه شان با پاکستان وانمود کرده بود . اينجانب که زيرتاثير احساسات ملی افغانی وحساسيت در مقابل نام پاکستان مناسبات بين الدول را ناديده ميگرفتم ، به پافشاری خود همچنان ادامه دادم . بلاخره توافق جانبين بران شد که در چاراطراف نقشه نام هيچ کشور را نمی نويسيم . بدين شکل از شر نام پاکستان درنقشه جيولوجيکی رهايی يافتم . اين موضوع يکی ازخاطره های است که با ديدن نبشته اقا ی کهگدای در ذهنم زنده شد .
        خلاصه اينکه هر دونقشه باکتابهای ضخيم ضميمه دراغاز سال ۱۹۷۹ ازچاپ برامد وبه افغانستان انتقال داده شد . بدينوسيله به محترم کهگدای اطمنان داده ميشودکه دست گماشتگان شوروی به ان نرسيده ، مطمئن باشيد .
باچاپ شدن اين نقشه ها وکتب مربوطه افغانستان از لحاظ درجه مطالعات جيولوجيکی از کشورهای همسايه سبقت جست زيراکه پاکستان ، ايران وهند در انزمان نقشه جيولوجيکی را به همين مقياس برای تمام مساحه کشورشان نداشتند .
         درماه جولای ۱۹۸۰ بنده به نمابنده گی افغانستان در کنگره بين المللی جيولوجستان جهان درپاريس اشتراک نموده ، نقشه جيولوجيکی فوق را به نمايش گذاشتم ودرباره محتوی ان کنفرانس دادم . متخصصين اشتراک کننده درين کنفرانس انرا بحيث يک دستاورد بزرگ دربخش مطالعات جيولوجيکی افغانستان ارزيابی نمودند .
         واين هم يک خاطره دلچسپ ديگر است که بارتباط نقشه جيولوجيکی بيادم مانده است :

         روز جيولوجستهای افغانستان اولين جشن مسلکی است که بنده افتخار موسس بودن انرا دارم . اين روزبه پيشنهاد اينجانب درپست رئيس  سروی جيولوجی ومعادن ومنظوری شورای وزيران به حيث روز رسمی شامل جنتری گرديد وهنوز هم سال به سال درج ان ميگردد . معمول طوری بود که انجينران وکارمندان مربوطه اين روز را با اجرای کنسرتها ومحافل تجليل مينمودند و رئيس موسسه باخبرنگار تلويزيون طی مصاحبه راجع به پيشرفت کار های خود صحبت ميکرد .

         نقشه جيولوجيکی مذکورکه بزرگی ان تقريبا دو متر دريک ونيم متر بود ، در ديوار دفتر رئيس نصب و يک نشان بزرگ دولتی مربوط سالهای قبل از اشغال شوروی در پيشانی نقشه به زيبايی خاص ترسيم گرديده بود . بگمانم سال ۱۳۶۱در اوج  به اصطلاح مرحله نوين وتکاملی بود که بروز جيولوجست ها خبرنگار تلويزيون با فلمبردار شان بدفترم امدند وبا من مصاحبه نمودند . من درجواب سوال شان ضمن صحبت درباره معدن مس عينک خواستم موقعيت انرا دران نقشه نشان دهم . فلمبردار به کار خودرا پيش ميبرد . شب انروز دروقت گذارش تلويزيونی برای چند ثانيه درصفحه تلويزيون بر ان نشان مکث گرديد که کلمه ( خلق ) وسط انرا پر ساخته بود. به خواننده کان بهتر که در زمان اشغال شوروی ، زمامداران وقت تا چه حد از اين کلمه نفرت داشتند  . روز بعد ان خبرنگار مذکور به نزدم امد وبا جگرخونی گفت که من وفلمبردار هر کدام از اثر مصاحبه باشما پانزده روز کسر معاش شديم . پرسيدم چرا ؟ شما که رسما ً برای مصاحبه موظف گرديده بوديد . گفت بخاطر اين نشان دادن اين نشان درنقشه جيولوجيکی شما . من مشکل ان مامور بيچاره مستضعف را درک وبرای هريک شان يک يک ماه معاش بخششی از بودجه خود دادم . موصوف روزيکه پول را از خزاندار گرفته بود ، بخاطر تشکر کردن به نزدم امد و هنگام خداحافظی بطرف من نزديک شد واهسته در گوشم گفت :
         ـ زنده باد روز جيولوجست ها !
         ـ پاينده باد نشان  در نقشه جيولوجيکی افغانستان !
          اين بود بخش کوتاه از سرنوشت نقشه که کهگدای صاحب علاقمند ان بود . خدا کند که برايش دلچسپ واقع شده باشد .
قابل ياد اوری است که قسمت اعظم نقشه ها وکتب مربوطه يک جا با ارشيف بزرگ علمی رياست سروی جيولوجی ومعادن درسالهای ۹۰ درجريان وحشت تنظيمی وجنگهای خونين کابل سوز از بين رفت . ولی يک قسمت کوچک ان از اثر جد وجهد انجينران وطنپرست انرياست زير باران مرمی ها از تعمير سرخ درجوار فابريکه بوت اهو به مديريت خدمات تخنيکی رياست که درحصه اول خيرخانه مينه قرارداشت ، انتقال گرديد . بعد از ان از سرنوشت بعدی اين اسناد ذيقيمت که ثروت معنوی کشور است ، بنده نيز اطلاع موثق ندارم .
       باعرض ادب واحترام .
                                                 پايان   

بېرته شاته